جعفر شهرى باف
184
طهران قديم ( فارسى )
به چنان رشدى رسيده است و آن را برداشته با خود به خانه آورده براى روز حاجت در جايى مىافكند ، اما وقتى پس از چندى بسراغش مىرود آن را به همان باريكى و لاغرى سوزن مىبيند الا آنكه سوراخش باندازهء سوراخ جوالدوز مانده است ! همجنسبازى ميلى بود كه اين زمان يعنى اواخر دوره قاجاريه رواج فراوان يافته بود و نه تنها در زورخانه و ميان ورزشكاران تداول گرفته بود بلكه در ميان ديگر طبقات نيز شيوع يافته جزء ذوقيات و امور معروف گرديده بود تا آنجا كه مردان زندار نيز يكى دو تن خوبرو نگاه مىداشتند . قبح اين وقيح از زمان مظفر الدينشاه از ميان رفته ، ميل آن در دلها رسوخ كرده بود از آنجا كه او رغبت به اين شناعت نشان داده بود همانگونه كه بمناسبت ( الناس على دين ملوك ) « 19 » در عهد ناصر الدينشاه كه او بيقرار زن بود زنبازى و تعدد زوجات رواج يافته بود . از اين رو رايجترين عشقها عشق چون خودبازى و كسب لذت از جنس ذكور بود كه هر مجرد و متأهلى بايد نوخاستهاى همراه كرده و هر به ريش رسيده به ريش نرسيدهاى مخصوص خود نموده و هر نابابى افتخار اربابى مزلفى را داشته باشد تا آنجا كه داشتن غلام بچه بنام ( آدم ) از مفاخر به حساب مىآمد و بعضى مانند مردان چند زنه چند تن به اين اسم نگاه داشته مىنشانيدند . « 20 » همراه احوال و آموختههائى براى جلب قلوبشان مانند : نرمش و مدارا ، خوشرويى و خوشطبعى ، ملايمت و آهستگى ، لطف بيان و قصهدانى ، سخاوت و گشادهدستى ، همدلى و همزبانى ، ايثار و از خودگذشتگى ، تسليم و رضا ، اطاعت و فروتنى ، صبر و بردبارى ، تحمل و بلاكشى ، پشتكار و موقعشناسى ، توكل و اميدوارى ؛ صفات و اخلاقى كه چون يكى از عرفا وصفشان مىشنود مىگويد : اگر اين صفات هر يك از پيمبران را بودى همه مردم روى زمين به كيش خود آوردى !
--> ( 19 ) . جماعات دنبالرو كيش و مرام پيشوايان و سلاطين خود هستند . ( 20 ) . نشاندن بمفهوم آنكه مردى زنى يا تمتع دهندهاى را تكفل مخارج كرده مخصوص به خود گرداند .